هر چی [تو] بگی‏

♦️وقتی مردها عصبانی می شوند

نوشته شده در2018-01-14 08:32:06

♦️وقتی مردها عصبانی می شوند

انقباض عضلاتشان بالا می رود

فقط دوست دارند از موضوع فرار کنند

آنها به حل مسئله فکر نمی کنند

بدبین ،بد دهن وَ نامهربان می شوند.

✅سکوت کنید تا آرام شوند ، آنوقت راحت تر متقاعد می شوند.

ادامه مطلب

💠بخاطر عدم تفاهم مجبور به طلاق شدم⁉️

🖤یکبار ازدواج کرده‌ام ولی متأسفانه به دلیل نداشتن تفاهم باهمسرم، مجبور به طلاق شدیم. اکنون چندسالی است که مجرد زندگی می‌کنم و روزگارم خیلی سخت می‌گذرد.

چه باید کرد؟

✍پاسخ:

ادامه مطلب

🌿توی این چهار سال فقط با همین بودم

نوشته شده در2018-01-14 08:32:06

🌿توی این چهار سال فقط با همین بودم

👱🏻سلام من ٢٥ سالمه مدت ٤ سال با يه پسري در ارتباطم اما قبل از اين پسر  با يه فرده ديكة ايم بودم كه ارتباط جنسي داشتم و من همون اول ارتباط با اين اقا كةً٤ سال باهاشم كفتم اولش چون قصده خاصي نداشتيم كاري نداشت ولي بعد كه رابطمون احساسي شد و به هم ديكة علاقه مند شديم كفتم بيا ازدواج كنيم هي قبول ميكنه هي ميزنه زيرش تا اينكة بهم كفت نميتونم گذشتت رو فراموش كنم ... حالا الان بايد چيكار كرد كفت بايد ببينم مشاوره چي ميكة ؟؟؟ در ضمن من خيلي دوسش دارم و فقط ٤ سال با خودشم .

✍پاسخ

🌹با سلام به شما کاربر محترم

🌺اینکه ایشان برای ازدواج با شما تردید دارد طبیعی است؛ زیرا هنوز با گذشته شما کنار نیامده است. در این زمینه بهتر است به او فرصت بدهید که برای مشاوره اقدام کند و بیش از این اصرار نکنید.

🌸البته باید توجه داشته باشید حتی اگر ایشان شرایط گذشته شما بپذیرد، ولی همواره این احتمال وجود دارد که در آینده و در روند زندگی به دچار تردید شود و گذشته شما را یادآوری کند. بنابراین بهتر است هم شما و هم ایشان فارغ از احساسات برای ازدواج اقدام کنید، نه اینکه الان به خاطر شرایط احساسی دست به انتخابی بزنید که بعدا دچار پشیمانی شوید.

ادامه مطلب

😔دوری از مامان وبابا اذیتم میکنه...

نوشته شده در2018-01-14 08:32:06

😔دوری از مامان وبابا اذیتم میکنه...

👱🏻‍♀سلام؛ دختر جوانی هستم که خانواده‌ام در جنوب زندگی می‌کنند و با پسری از اهل شمال ازدواج کردم؛ اکنون نیز در تهران مشغول زندگی هستیم. ایشان پسری مودب، خانواده دار، تحصیلکرده، باموقعیت کاری و مالی بسیارخوب وازهرلحاظ عالی و بی عیب و نقص هستند و خیلی زود مورد پسند خانواده‌ام قرارگرفتند؛ ایشان همچنان بهترین مردی هستند که می توانستم روزی برای ازدواج انتخاب کنم و تمام تلاشش راحتی وآسایش وخوشحالی من است؛ اما دو مشکل وجود دارد؛ یکی اینکه خانواده من جنوب و خانواده ایشان شمال هستند هرچند هرماه خانواده‌ام را می‌بینم اماهنوز با این دوریها و همینطور فرهنگ خانواده شوهرم کنار نیامده‌ام و هرلحظه آرزو میکنم کاش نزدیک خانه مادر یا فامیلم بودم؛ حتی رفتارم باهمسرم عوض شده و از این بابت به شدت احساس عذاب وجدان می کنم و از این ازدواج پشیمان می‌شوم. همسرم مثل فرشته خوش قلب و مهربان است. کمکم کنید...

✍پاسخ:

ادامه مطلب
1 2 3 4 5 6 7 8 9